نوجوون دهه شصت
اون دختره که وایمیسه صحبت میکنه... 
قالب وبلاگ

اسیدپاشیده اند بر سر و صورت دختری در اصفهان.میتوان گفت یک زندگی را گرفته اند و من اینطور که شنیده ام از بزرگان این عمل حکمش فساد فی الارض است و مجازاتش اعدام.

اما چگونه ست که با شروع این اسید پاشی به یک باره رسانه های ضدایرانی خارجی و زنجیره ای داخلی با هماهنگی کامل شروع کردند به تبلیغات و غوغا سالاری که ای وای،آمران به معروف، به جرم بدحجابی،به روی این دختران اسید پاشیده اند.

وقتی که این اتفاق پیش آمد هر انسانی باید کمی تامل کند.واقعا قضیه به این سادگی ست؟

شاید کلید حل این مسئله در جای دیگری باشد.شاید بتوانیم این کلید را در خیابان بهارستان تهران پیدا کنیم.

شاید قضیه برمیگردد به لایحه ای ک این روزها در مجلس شورای اسلامی در صحن است و مورد بررسی قرار میگیرد. طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر.

اگر نگاهی به تظاهرات دیروز اصفهان و تهران بیندازیم بتوانیم با قدرت بیشتری از استدلالمان دفاع کنیم.

 تجمع اسیدپاشی در اصفهان و قانون مجلس

 

آیا واقعا دغدغه ی این بانوان گرد آمده در تظاهرات، زنان قربانی اسیدپاشی اند یا طرح حمایت از آمران به معروف و ناهی از منکر؟

اما آیا طرح حمایت از آمران به معروف یعنی قانونی کردن اسیدپاشی در خیابان؟

چرا بعضی ها از این طرح ناراحتند که دست به اجرای این سناریو زده اند؟

حتما نام شهید علی خلیلی را شنیده اید.شهیدی که هنوز یک سال از شهادتش نگذشته است.

دو سال پیش...

در نیمه های شب طلبه جوانی که به زور بیست سالش میشد،با دو بچه ی دبیرستانی از هیئت عزاداری به خانه بازمیگشتند.در نیمه های راه صحنه ای نظرشان را جلب کرد.

ماشین یا موتور سیکلتی که اراذلی سوارش بودند مزاحم دختران جوانی شده بودند.علی در آن لحظه  که میتوانست مثل خیلی از ما از کنار این قضیه بگذرد و با دلایل مختلف وجدان خودش را آرام کند، به سمت آنها میرود،و از اراذل و اوباش میخواهد که آنجا را ترک کنند. اما فورا آنها پیاده میشوند و با قمه به شاهرگ علی خلیلی میزنند.علی یکی دوسال بدون حمایت ارگانی خاص روی تخت خوابید و چندماه پیش به دیدار سید و مولایش شتافت.طرح حمایت از آمر به معروف یعنی این...یعنی حمایت از بچه حزب اللهی که جانش را برای خانمی که حتی معلوم نبود چه کاره است به خطر انداخت و جوانیش را قربانی کرد در حمایت از اسلام و جمهوری اسلامی اما مدام از طرف خود مسئولین جمهوری اسلامی طعنه و کنایه میشنید که مگر جامعه قانون و پلیس نداشت که تو خودت را جلو انداختی؟میخواستی جلو نروی.

طرح حمایت یعنی این...

اما غوغاسالارانی که کارشان را به خوبی بلدند به این بهانه میخواهند امنیتی که امثال شهید علی خلیلی به ما هدیه دادند را با ترویج فرهنگ سلب مسئولیت از میان ببرند.

                       

حال میتوان به خوبی فهمید که علی خلیلی بیشتر نگران دختران این سرزمین است یا شبه روشنفکرهایی که با ملعبه دست قرار دادن قضیه اسیدپاشی و انصراف مجلس از بررسی طرح حمایت به دنبال از بین بردن جوانانی همچون علی خلیلی اند.

[ پنجشنبه یکم آبان 1393 ] [ 17:22 ] [ مهدی ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم

پیرمردها یا پیرزن ها را دیده اید که بنده خداها گوششان سنگین است؟

عجب دردی ست. خدا شفایشان بدهد.

اما پیرمرد ها و پیرزنهایی را دیده اید که بنده خداها گوششان به دست خودشان سبک سنگین میشود؟

وقتی بهشان بگویی پنجاه میلیون در بانک برنده شده ای، در همان مرتبه ی اول میگیرند مطلب را

اما وقتی بهشان بگویی باید پنجاه میلیون خسارت فلان جا را بدهید، هفتاد سال هم اگر تلاش کنید عمرا اگر بشنوندسخنانتان.

این قضیه ی همان کسانی است که در مخالفت با نظرشان هرچقدر منطق و دلیل بیاوری که فلان است و فلان نیست، اصل مطلب اینطور بوده است و آنطور نبوده است و خلاصه هرکارشان کنی عمرا اگر خود را متوجه کنند.

اما اگر جمله ای کوچک در تایید سخنشان گیر بیاورند انگار که دری از دریای علم یافته اند و آن را در بوق و کرنا میکنند.

میدانید چرا این مطلب را گفتم؟

چند دقیقه پیش در شبکه های اجتماعی به پستی از یکی از برادران وطن پرست و باستان گرا برخوردم که برایم روشن کرد میزان کور بودن و کر بودن این جماعت را

مطلبی نوشته بود که وا اسفا! بیدار شوید که جماعت تاریخ نویس در طول 1400 سال در خواب تشریف داشته اند و جناب خسرو پرویز نه به این دلیل که نامه ی پیامبر اسلام با بسم الله شروع شده بود، نامه ایشان را پاره کردند بلکه خسرو پرویزی که در تاریخ از جهالت هایش بسیار نوشته اند با پیک اسلام مباحثه ای طولانی کرده که من متن این مباحثه خیالی را از شخص شخیص آقای باستان گرا نقل میکنم:

 پیکی ازاسلام به ایران آمدخسروپرویزاورابه حضورخواست,ازوی در باره اسلام پرسید,وی گفت:در دین ماپرستش خدامهم ترین مورداست,...
خسروپرویز گفت:ما1100سال خداپرستیم,
پیک گفت:دراسلام زنده به گورکردن دخترکارحرامی است,
خسروپرویزگفت مگراین کارراانجام میدادید,ننگ برشما!
پیک گفت:برده داری دراسلام حرام است,
خسروپرویزگفت:مااززمان کوروش بزرگ برده داری نکردیم,
پیک گفت در اسلام همه برابرند,
خسروپرویزگفت:درایران من هم اگراشتباه کنم به دادگاه میروم,
وتاآنجا بحث طول کشیدکه اسلام چیزجدیدی برای ایران نداشت,خسروپرویزنامه راپاره کرد,وبه پیک گفت,اگرشما الان میخواهیدراه انسانیت راپیداکنید,ما1100سال پیش آنراپیداکردیم. ( به افتخار خاک پاک ایران)

شاید دیگر حرفی برای گفتن با این متن مضحک و خنده دار باقی نمانده است

کیست که از شهرت فساد خاندان ساسانی در تاریخ مورخین غرب و شرق خبر نداشته باشد؟

آیا خسرو پرویز اگر اشتباهی میکرد دادگاهی میشد؟ پس حرمسرای خسرو پرویز که شهره ی آفاق است در زمان اسلام علم شده بود؟

ایا نامگذاری طبقات جامعه در زمان ساسانیان و محدودیت سواد تنها برای طبقه ی بالادست از توهمات مورخین است؟

خسرو پرویز چه خدایی را میپرستیده؟ جز آن خدایی را که محمدرضای پهلوی میپرستیده؟اما این متن کوتاه و خرافی اشکالات فراوانی را دارد که بنده به دلیل کمبود اطلاعات در بعضی موارد از تشریح آنها خودداری نمودم.

بعضیها نمیفهمند بعضیها نمیخوان بفهمن.

[ جمعه چهارم مهر 1393 ] [ 1:45 ] [ مهدی ] [ ]
 

رشته ادبیات نمایشی دانشکده هنر و معماری تهران مرکز. دانشجو شدم

[ یکشنبه سی ام شهریور 1393 ] [ 1:11 ] [ مهدی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

متولد دهه شصت نیستم

اما ای کاش من هم یکی از

همان نوجوانهایی بودم که

در دهه شصت یک شبه

ره صدساله طی میکردند

و به جایی میرسیدند که

عرفای قرون مختلف تاریخ

حسرتش را میکشند
امکانات وب